تبليغاتX
دانشورزی - دوست داشتن بی بهانه
دوست داشتن بی بهانه یکشنبه 16 تیر1387 12:15 بعد از ظهر

مردي‌ درعالم رويا فرشته‌اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش‌ سطل‌ آبي گرفته ‌بود و در جاده‌اي ‌روشن وتاريك ‌راه مي‌رفت . مرد جلو رفت و از فرشته ‌پرسيد: اين مشعل‌ و سطل‌ آب ‌را كجا مي‌بري‌؟ فرشته ‌جواب ‌داد: مي‌خواهم ‌با اين مشعل ‌بهشت ‌را آتش ‌بزنم و با اين سطل آب ، آتشهاي ‌جهنم ‌را خاموش‌ كنم . آن ‌وقت ‌ببينم چه ‌كسي‌ واقعاً خدا را دوست ‌دارد. پس ‌بينديشيم ‌ به ‌راستي ‌اگر بهشت‌ وجهنم‌ نبود باز هم ‌خد ارا دوست ‌داشتيم .

نوشته شده توسط علیرضا گنجی  | لینک ثابت |